اخبار رو خیلی کوتاه میگم ..بعد یه موضوع دارم برای بحث...
1- استعفای بعضی از اعضای کمیته حقیقت یاب مجلس
2-شهادت یه نوجوان 12 ساله در بهشت زهرا به دلیل ضربه مغزی با باتوم!!!
3-تحریم دوسالانه کاریکاتور توسط 95 کاریکاتوریست... آنها گفتند خندیدن و خنداندن در این روزها عدم احساس مسئولیت است...
4-مهمترین خبر : تجمع اطراف مجلس حتی بازار و بهارستان فردا ساعت 9 صبح...
حالا میخوام یه موضوعی مطرح کنم... راستش من اصلا از اینکه موسوی رئیس جمهور نشد ناراحت نیستم... فرض کنید میشد... دیروز میومد دست عظمی رو ماچ میکرد و 8 سال مثل ریاست جمهوری خاتمی میگذشت و مردم هم سرشون بیشتر توی برف میرفت... رئیس جمهور نشدن موسوی خیلی مزیتها برای من داشت .. البته برای مردم هم بود...
1- اول اینکه انگیزه ام برای تحصیل در رشته حقوق چندین برابر شد... وقتی دیدم چطور از وکلا میترسند و اول دستگیر میکنند و بعد با عجله و توی اون بحبوحه آیین نامه وکالت رضاخانی تهیه میکنند فهمیدم که این افراد خیلی موثرند...در پی نوشت این آیین نامه رو توضیح میدم...
2-توی این 50 روز خیلی خوب معنی واژه های دژخیم و خفقان و دیکتاتوری که در کتابهای دوران مدرسه و دانشگاه میخوندم فهمیدم... تازه فهمیدم که شعر زمستان اخوان ثالث چه معنی داره... طنز های مهران مدیری رو دوره کردم و بیشتر فهمیدم.. همیشه هم سن و سالهای ما میگن مردم دیوونه بودند که 30 سال پیش انقلاب کردند.. خوشی زیر دلشون زده بود... اما حالا میفهمیم که خوشی درد مردم نبود... خفقان بعد از سال 1332 بود.. دلیل انقلاب 30 سال پیش رو وقتی فهمیدیم که توی منجلابی خیلی بدتر از اون گرفتار شدیم...
3-توی این روزها بیشتر زندگینامه و سرگذشت سرورانی چون دکتر مصدق و خائنانی چون آیت الله کاشانی و شیخ فضل الله نوری رو مرور کردم...توی این 50 روز اسم اتوبونها رو هم به اتوبان شهرک غرب و اتوبان آریاشهر تغییر دادم... دلم نمیخواد دیگه اسم این 2 ملعون محبوب رژیم رو به زبون بیارم... کسانی که مخالف مشروطه و مردم هستند جاشون بالای داره نه اسم اتوبان...دلم برای اسم دکتر مصدق تنگ شده...
4-توی این 50 روز تمام مردم سیاسی شدند...بیشتر فکر کردند.. میلیونها نفر که اصلا نمیدونستند شورای نگهبانی (که من حنجره ام رو قبل انتخابات براش پاره کردم ) چیه حالا فهمیدند چه کاره است... فهمیدند اصالت قوه قضاییه و صدا و سیما و سپاه و تمام نهادهایی که توی این جریانات نقش اصلی رو داشتند از کجا میاد...فهمیدند نظام استبدادی یعنی چی؟؟؟؟؟
5-خیلی از چهره ها رو شناختم ..خائنان و نان به نرخ روزخور ها این روزها معلوم شدند... حتی بعضی افراد که دوست داشتم مثل قطبی واحمد نجفی و محمد رضا شریف نیا متنفر شدم.. دیگه حالم از دیدن چهره تک تکشون به هم میخوره...و نظرم در مورد بعضی دیگه مثل دایی عوض شد... البته مایلی کهن و هزاران نفر دیگه اصلا محبوبیتی نداشتند که بخوان از دست بدن...
6- مهمترین مزیت این اتفاق این بود که دیگه این مردم به قبل از 22 خرداد بر نمیگردند.... شاید عده ای دوباره گول بخورند..ولی اکثریت هوشیار شدند... فهمیدیم که این روزها فقط همدیگه رو داریم و به جای اذیت و دعوا با همدیگه باید همدل باشیم...
پ.ن: آیین نامه وکالت: در زمان رضاخان آیین نامه وکالت به صورتی بود که قوه قضاییه پروانه وکالت صادر میکرد.. یعنی وکلا استقلال نداشتند و دادرسی و دفاع هردو از یک نهاد بود... در زمان دکتر مصدق (عزیز دلم) صدور پروانه وکالت به کانون وکلا سپرده شد.. یعنی کاملا مستقل از قوه قضاییه ..یعنی حتی محکومین سیاسی هم میتونستند پروانه وکالت بگیرند...و اصلا هیچ رابطه ای با قوه قضاییه نداشت... و اما حالا دقیقا در بحبوحه اعتراضات و دستگیریها شاهرودی آیین نامه ای تنظیم کرد که دوباره استقلال کانون وکلا از بین بره و برگرده به 70 سال پیش... که البته با اعتراض شدید تمامی کانونها فعلا تا 6 ماه دیگه معلق شد...
فردا یادتون نره... اطلاع رسانی کنید...
1- استعفای بعضی از اعضای کمیته حقیقت یاب مجلس
2-شهادت یه نوجوان 12 ساله در بهشت زهرا به دلیل ضربه مغزی با باتوم!!!
3-تحریم دوسالانه کاریکاتور توسط 95 کاریکاتوریست... آنها گفتند خندیدن و خنداندن در این روزها عدم احساس مسئولیت است...
4-مهمترین خبر : تجمع اطراف مجلس حتی بازار و بهارستان فردا ساعت 9 صبح...
حالا میخوام یه موضوعی مطرح کنم... راستش من اصلا از اینکه موسوی رئیس جمهور نشد ناراحت نیستم... فرض کنید میشد... دیروز میومد دست عظمی رو ماچ میکرد و 8 سال مثل ریاست جمهوری خاتمی میگذشت و مردم هم سرشون بیشتر توی برف میرفت... رئیس جمهور نشدن موسوی خیلی مزیتها برای من داشت .. البته برای مردم هم بود...
1- اول اینکه انگیزه ام برای تحصیل در رشته حقوق چندین برابر شد... وقتی دیدم چطور از وکلا میترسند و اول دستگیر میکنند و بعد با عجله و توی اون بحبوحه آیین نامه وکالت رضاخانی تهیه میکنند فهمیدم که این افراد خیلی موثرند...در پی نوشت این آیین نامه رو توضیح میدم...
2-توی این 50 روز خیلی خوب معنی واژه های دژخیم و خفقان و دیکتاتوری که در کتابهای دوران مدرسه و دانشگاه میخوندم فهمیدم... تازه فهمیدم که شعر زمستان اخوان ثالث چه معنی داره... طنز های مهران مدیری رو دوره کردم و بیشتر فهمیدم.. همیشه هم سن و سالهای ما میگن مردم دیوونه بودند که 30 سال پیش انقلاب کردند.. خوشی زیر دلشون زده بود... اما حالا میفهمیم که خوشی درد مردم نبود... خفقان بعد از سال 1332 بود.. دلیل انقلاب 30 سال پیش رو وقتی فهمیدیم که توی منجلابی خیلی بدتر از اون گرفتار شدیم...
3-توی این روزها بیشتر زندگینامه و سرگذشت سرورانی چون دکتر مصدق و خائنانی چون آیت الله کاشانی و شیخ فضل الله نوری رو مرور کردم...توی این 50 روز اسم اتوبونها رو هم به اتوبان شهرک غرب و اتوبان آریاشهر تغییر دادم... دلم نمیخواد دیگه اسم این 2 ملعون محبوب رژیم رو به زبون بیارم... کسانی که مخالف مشروطه و مردم هستند جاشون بالای داره نه اسم اتوبان...دلم برای اسم دکتر مصدق تنگ شده...
4-توی این 50 روز تمام مردم سیاسی شدند...بیشتر فکر کردند.. میلیونها نفر که اصلا نمیدونستند شورای نگهبانی (که من حنجره ام رو قبل انتخابات براش پاره کردم ) چیه حالا فهمیدند چه کاره است... فهمیدند اصالت قوه قضاییه و صدا و سیما و سپاه و تمام نهادهایی که توی این جریانات نقش اصلی رو داشتند از کجا میاد...فهمیدند نظام استبدادی یعنی چی؟؟؟؟؟
5-خیلی از چهره ها رو شناختم ..خائنان و نان به نرخ روزخور ها این روزها معلوم شدند... حتی بعضی افراد که دوست داشتم مثل قطبی واحمد نجفی و محمد رضا شریف نیا متنفر شدم.. دیگه حالم از دیدن چهره تک تکشون به هم میخوره...و نظرم در مورد بعضی دیگه مثل دایی عوض شد... البته مایلی کهن و هزاران نفر دیگه اصلا محبوبیتی نداشتند که بخوان از دست بدن...
6- مهمترین مزیت این اتفاق این بود که دیگه این مردم به قبل از 22 خرداد بر نمیگردند.... شاید عده ای دوباره گول بخورند..ولی اکثریت هوشیار شدند... فهمیدیم که این روزها فقط همدیگه رو داریم و به جای اذیت و دعوا با همدیگه باید همدل باشیم...
پ.ن: آیین نامه وکالت: در زمان رضاخان آیین نامه وکالت به صورتی بود که قوه قضاییه پروانه وکالت صادر میکرد.. یعنی وکلا استقلال نداشتند و دادرسی و دفاع هردو از یک نهاد بود... در زمان دکتر مصدق (عزیز دلم) صدور پروانه وکالت به کانون وکلا سپرده شد.. یعنی کاملا مستقل از قوه قضاییه ..یعنی حتی محکومین سیاسی هم میتونستند پروانه وکالت بگیرند...و اصلا هیچ رابطه ای با قوه قضاییه نداشت... و اما حالا دقیقا در بحبوحه اعتراضات و دستگیریها شاهرودی آیین نامه ای تنظیم کرد که دوباره استقلال کانون وکلا از بین بره و برگرده به 70 سال پیش... که البته با اعتراض شدید تمامی کانونها فعلا تا 6 ماه دیگه معلق شد...
فردا یادتون نره... اطلاع رسانی کنید...
پ.ن: دوستان پنجشنبه شب نیمه شعبان که طبق عادت هرسال شلوغ ترین شب ساله و مردم به خیابونها میان بهترین فرصت پیدا کردن همدیگه است... بدون اعلام هم میشه.. مثل این روزهای جاده های شمال که همه دستها رو به علامت پیروزی از ماشینها بیرون میارن...