‏نمایش پست‌ها با برچسب روزنوشت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روزنوشت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ آبان ۵, سه‌شنبه

روزهای آخر

من برگشتم... البته نه جایی رفته بودم .. نه اتفاقی برام افتاده بود... فقط خسته شده بودم و درگیر... دانشجوی حقوق شدم ... واقعا رشته سنگینیه... اما علاقه من به این رشته باعث شده که اصلا کم نیارم... رشته قبلی که میخوندم فقط شب امتحان کتاب رو باز میکردم... ولی حالا از وقتی کتاب رو خریدم شروع به خوندن کردم... درسته که قوانین مسخره و مزخرفی داریم... ولی باید این قوانین رو دونست تا بشه ازش انتقاد کرد... در ضمن در موقعیت فعلی اگر به همین قوانین چرند هم عمل بشه و قانون جنگل اجرا نشه خیلی از مشکلات حل میشه...
یه جورایی دوست دارم بخونم تا بنویسم... احساس میکنم که بی دلیل نیست که میگن 2 تا بشنو و یکی بگو... من از نوشتن خودم نتیجه خاصی نمیگیرم... ولی از خواندن بقیه لذت میبرم... دقیقا به همین دلیله که حتی یک خبر هم از دستم در نرفت و در جریان مو به مو اخبار جدید هستم.. حتی دیروز پیام ویدئویی کروبی رو هم با بد بختی دیدم... از همه بدتر و دردناک تر اعدام بهنود بود... عده ای از رضایت ندادن مادر مقتول ناراحت بودند.. در صورتی که من اصلا ازش ناراحت نبودم ... من میگم اصلا حکم اعدام بهنود نباید صادر میشد که حالا منتظر رضایت باشیم... مقصر مادر مقتول نیست.... مقصر قوه قضاییه میلی است...

البته این هم از مضحکه های قانون مجازات اسلامی!! است... قبل از انقلاب اطفال به سه دسته 6تا12 - 12تا 15- 15 تا 18 تقسیم میشدند و هرکدوم مجازات خاص خود را داشتند .. ولی در صورت قتل مجازات دسته آخر هم از 8 سال حبس بیشتر نبود... ولی بعد از انفلاب سن 9 سال برای دختر و 15 سال برای پسر مشخص شد... که بعد از مدتی تازه فهمیدند که دیگه آش خیلی شور شده و تصمیم گرفتند رشد رو هم به شرایط مجرم اضافه کنند.... ولی اینکه تشخیص رشد با چه کسی باید باشه هنوز هیچ کس نفهمیده... یعنی اگر یه دختربچه 10 ساله کسی رو بکشه و دادستان تشخیص رشد بده... دختر باید بره پای چوبه دار... تصور این صحنه رو بکنید... نمیدونید باید بخندید یا گریه کنید....
مثل اینکه خیلی جوگیر شدم... تازه اول راهم دارم از قوانین مینویسم....
اصلی ترین دلیل نوشتم امروز هم اطلاع رسانی برای یه حماسه دیگه بود... روز 13 آبان ... باید دوباره خودمون رو نشون بدیم... خیلی خوشحالم که اسکناس نویسی هم با اعتراض بانک مرکزی به یه جنبش تبدیل شد...از اون هم میشه برای اطلاع رسانی استفاده کرد... من حتی جایی که نمیشناسم و احتمال میدم لاشخورها باشند به روش خودم اطلاع رسانی میکنم... میگم مثل اینکه تمومی نداره.. دوباره 13 آبان میخواد شلوغ بشه...

پ.ن1: دست گل تمام دانشجوها درد نکنه... حسابی حال کودتاچیان رو گرفتند....
پ.ن2: از ابراز محبت همه دوستان تو این مدت ممنونم... احساس میکنم ناخنک داره به روزهای آخر نزدیک میشه...

۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

هموطن نوبت شماست...

دیگه با تمام وجود حس کردم که خدا خیلی دوستمون داره... وقتی حتی توی اعلام عید فطر هم آبروی ما رو میخره.. وقتی حتی نزدیک ترین مراجع به حکومت هم امروز رو عید فطر اعلام میکنه.. من دیروز به هرکس که تونستم اس ام اس دادم و گفتم که عید نیست.. امروز هم حسابی مانور دادم... حتی به افراد مذهبی بیطرف که معمولا وارد بحث این جریانات نمیشدند گفتم که عید نبوده و عمدا یا سهوا!!! عید فطر اعلام شده.. حسابی عصبی شده بودند که اعتقاداتشون هم بازیچه شده.. به همه گفتم دیروز رو روزه گرفتم و امروز عید فطر منه... از جمعه تا به حال مثل کسانی که مشکل روانی دارند چند بار در روز به شیوه فوتبالیستها (زمان گل زدن) خوشحالی میکنم... دوستانی که نبودند بدونند که جمعه یک روز رویایی بود.. من که هفته اول بعد از انتخابات خیلی هیجان زده نبودم و اصلا تظاهرات نرفتم... بعد از تهدیدات بیشتر تحریک شدم و جمعه بعد از چند بار ناکامی یک روز بینظیر رو دیدم... اصلا مثل یک خواب بود..
یک مطلب دیگه هم میخوام بگم ... میدونم هموطنان مقیم آمریکا اینجا رو یا اصلا نمیخونند یا تعدادشون خیلی کمه.. ولی این بحث رو باید مطرح کنم... همه میدونند... کسانی که اینجا به صورت کاملا صلح آمیز اعتراض کردند چه مصیبتهایی کشیدند... تمام ارتباطات مخابراتی و اینترنتی رو قطع کردند... روزنامه ها رو توقیف کردند... هموطنانمون رو به خصوص زنان و دخترانمون رو به قصد کشت زدند ... دستگیر کردند .. شکنجه و تجاوز کردند... کشتند ... و حتی در صورتی که با خوش شانسی آزاد بشن از تحصیل و کار و تمام حقوق اجتماعی محروم میشن... جرم سیاسی تعریف کردند... ولی با همه تهدیدات و شکنجه ها حماسه آفریدند... به ایرانی بودنم با تمام وجود افتخار کردم... دلم میخواست پای تک تکشون رو ببوسم... فکر نمیکنم در هیچ کجای دنیا وقتی این همه ضرب و شتم کشتار و تهدید باشه مردم جرات اظهار نظر پیدا کنند.. ولی اینجا ایران من همه چیز بینظیره...روی صحبتم با هموطنان مقیم آمریکاست...
شما با خیال راحت میتونید با همدیگه تماس بگیرید... تجمع کنید بدون اینکه خون از بینی کسی بیاد .. حتی در صورت خشونت نهایتا چند روز دستگیر و آزاد میشید... جرمی به نام جرم سیاسی وجود نداره... اصلا براندازی بیشتر شبیه به طنزه... چون حکومتی (به معنای ایران) وجود نداره که بخواد برانداخته بشه.... همه چیز در کنترل مردمه.. به سیاست های بهداشتی و اقتصادی با خیال راحت اعتراض میکنید .. حتی به بالاترین مقام کشور فحاشی میکنید... اون فرد عراقی که به بالاترین مقام سیاسی قدرتمندترین کشور دنیا لنگه کفش پرتاب کرد آزاد میشه.. در صورتی که اینجا کمترین مجازات اعدامه... اگر هنوز کمی غیرت ایرانی توی وجود شماست وظیفه تونه که استقبال!!! خوبی از ا.ن بکنید.... میگم وظیفه چون منت نیست... شما به ما لطف نمیکنید.. برای کشور خودتون باید هر کاری بکنید.. اگر در نیویورک یا هرجای دیگه هستید و میتیونید به نیویورک برید باید اینکار رو بکنید.... اگر به این حرفها بخندید لطف کنید ملیت خودتون رو از هویتتون پاک کنید... چون من دیگه شما رو به عنوان هموطن نمیشناسم و به نظرم مایه ننگ کشوری مثل ایران و مردم شجاعش میشید...
این بار نوبت شماست..
پ.ن:چند وقت پیش یه انتقاد از صدا-ی آمریکا کردم و گفتم حرفهای مخالف روبه جای اینکه باهاشون بحث کنه خفه میکنه... اما مثل اینکه رویه شون عوض شده.. حالا این شبکه رو دوست دارم.. رسما از ا.ن و فرمانده دعوت کرده توی یک برنامه زنده مناظره کنند.. حتی حاضر شده امکانات تلویزیونی رو به محل اقامتشون ببره و جلوی چشم همه بحث کنند....این یعنی آزادی ....نه اینکه توی یه دادگاه که هیچ خبرگزاری نیست فیلمبرداری کنند و در صورتی که حرفهای متهمان به مذاقشون خوش نیاد نابودشون کنند...من فقط دادگاه پخش مستقیم که متهمان هم از پخش خبر داشته باشند برام معتبره...
راستی عید فطر (دوشنبه) بر همه هموطنانم مبارک...

۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

اشتباه کردم

قبل از هر حرفی بابت اینکه گفتم سرد شدیم از همگی معذرت میخوام... راستش من توی خواب هم نمیدیدم دوباره چنین جمعیتی بیان... یعنی وقتی داشتم میرفتم حداکثر در خوشبینانه ترین حالت تصور یک سوم این جمعیت رو داشتم... واقعا روحیه گرفتم .. امروز محل کارم همه فهمیدند که خیلی شارژم... دیگه دپرس نبودم ... شادی رو با تمام وجود حس کردم... خدا رو شکر کردم به خاطر اینکه هنوز فراموشمون نکرده... الان که دارم اینجا مینویسم نمیدونم از کجا شروع کنم... فقط بگم که لذت بخش ترین روز در 3 ماه اخیر بود... شاید جمعیت به اندازه 25 خرداد نبود.. ولی اینکه بعد از مدتی سکوت دوباره اینطور همدیگه رو پیدا کنیم واقعا عالی بود... تصور چنین روزی رو نداشته باشی و یک دفعه ذوق زده بشی...
دوستانی که درباره زودپز و انفجار مردم تردید داشتند ..بهتره یک بار دیگه فیلمها رو ببینند... بیشتر از هرچیز آبروریزی جلوی خبرگزاریهای دنیا لذت داشت... بدون اینکه به مردم بگن کلی خبرنگار خارجی دعوت کردند که نشون بدن همه چیز تموم شده ... حداقل 200 هزار نفر سیاه لشکر جمع کرده بودند... حتی اگر بخواین بهتون میگم 10 تا از اتوبوسهای این افراد جمعه شب کجا مهمون بودند... یک حسینیه توی جنوب شرق تهران... این رو با چشمهای خودم دیدم...جالب اینجاست که رسانه میلی و خبرگزاریهای کودتاچیان همه چیز رو انکار میکرد.. در صورتی که مردم ایران دوباره تیتر اول خبر یاهو بودند...
فوتبال دیشب هم خیلی جالب بود... فیلم پ.رنو هم میخواستند سانسور کنند اینقدر طول نمیکشید... راستش دیشب خیلی ناراحت شدم وقتی فهمیدم ورزشگاه هم رفتیم و من نمیدونستم... ولی از رادیو شعارها رو شنیدم و جالبتر اینکه گزارشگر رادیو میگفت 45 هزار تماشاچی اومدند.. امروز همه خبرگزاریها اعلام کردند با حضور 85 هزار نفر رکورد تماشاچی شکست...
شنیدم دیروز پسر شریعتمداری ( بخوانید سگ پاسوخته) با چاقو به خاتمی حمله کرده و مردم جلوش رو گرفتند .... یک سوال دارم اگر پسر کروبی به ا.ن یا حتی یکی از وزراش حمله میکرد الان چه آشوبی بود؟؟؟؟
مردم نشون دادند که نفهم نیستند... البته بگم حداقل 6-7 نفر رو میشناسم که دوست داشتند بیان و خانواده (همسر یا پدرو مادر) نگذاشتند بیان... من قول میدم که اگر این تظاهرات بدون خشونت و حمله سگها بود و مردم از جونشون و عزیزانشون اطمینان داشتند 3 میلیون نفر میومدند که نشون بدن خر نیستند... خودشون میدونند که اکثر جامعه دانشگاهی و تحصیل کرده و کسانی که کمی از عقلشون استفاده میکنند سر از کار این نظام در میارند .. و مخالفند... حاضرم قسم بخورم حتی یک نفر از اون 14 میلیون(بخوایند 19 میلیون) اعترافات زندانیان رو باور نکرد و همگی خندیدند... نمیدونم کی میخوان بفهمند که الان سال 58 نیست... مردم خیلی باشعورتر شدند... هنوز در اون سالها زندگی میکنند...
یک مطلب دیگه.. من نقطه مقابل فمینیسم نیستم ... یعنی ضد زن نیستم... ولی به این راحتی هم ازشون تعریف نمیکنم.. اما یک واقعیت رو باید بگم.. در اکثر تظاهراتها توی دنیا تعداد مردان حداقل 4-5 برابر زنانه... چون به هرحال زنان به خاطر وضعیت جسمی آسیب پذیرترند... اما در ایران باید اعتراف کنم که اگر خانومها از آقایون جلوتر نبودند یک قدم هم عقب تر نبودند... حضور و شجاعت خاونمها روی ما رو کم کرد... غیرت ایرانی رو به طور واقعی نشون دادند... و نشون دادند که به هیچ وجه پا پس نمیکشند و روی آقایون رو سفید کردند... این رو گفتم شاید آقایون یک کم به خودشون بیان ....درسته ما هم بودیم .. ولی به طور نرمال باید چندین برابر باشیم... صف اول بعضی از تجمعات دیروز رو خانومها تشکیل دادند...
دیروز از یکی از دوستان شنیدم بعد از ظهر میدان هفت تیر درگیری شدید بوده... به نظر اشتباهه .. توی همین فرصت به اسم ما بانک و ماشین مردم رو آتیش میزنند.. دلیل برای درگیر عصر نبود...
پ.ن: شنیدم شیراز و مشهد و اصفهان و تبریز و قم هم با پا خواستند.... دوستان خبر موثق دارند بگن...
پ.ن2: فعلا که توی نیویورک هیچ هتلی حاضر نمیشه به ا.ن جا بده... منتظر نیویورک و بازگشایی دانشگاهها باشید...
این لینک رو حتما ببینید .. طرح خیلی خوبیه

۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

همه می آییم

1-عجب نماز جمعه جالبی بود این هفته... روزی که کروبی از مردم دعوت کرد اینقدر جری نشدم که اینبار با این تهدیدات و شمشیر کشی مصمم شدم که برم... دیگه مطمئنم که از حضورم سوءاستفاده نمیشه... معلوم بود ترسیدند... امکان نداشت حتی با دعوت موسوی و کروبی و خاتمی اینقدر برای رفتن علاقه مند بشم... یاد اون کاسکوی بی ادبی افتادم که به صاحبش میگفت (ک.و.نت میخاره) صاحبش چند روز روی قفس رو پوشونده بود که حرف نزنه.. بعد رفت آروم گوشه پارچه رو بالا زد ببینه مرده یا زنده است... کاسکو فوری گفت ..دیدی گفتم ک.و .نت میخاره... دقیقا حکایت این روزهای ماست... مثل اینکه تن رژیم خیلی میخاره...
2- اعلام شده که اسناد کروبی جعلی بود.. من یه سوال دارم اگر جعلی بود چرا یه دفعه حمله کردید و همه رو غارت کردید.؟؟؟. میخواید دستگیرش کنید... این چرت و پرت ها رو نگین... گوش جد و آباد خودتون درازه...
3-حاج منصور ارضی شب نوزدهم این حرفها رو زده.. شب بیست و یکم هم بین رفقاش دعا کرده که خبر مرگ خاتمی و موسوی و کروبی زودتر برسه... لازم شد یه حکایت دیگه هم بگم... یه بنده خدایی بچه اش رو میبره حوزه که آخوند بشه... مسئول حوزه بهش میگه باید بچه ات رو ببری یک بار ترتیبش رو بدن... پدر محترم برای محکم کاری 3 بار میده ترتیبش رو میدن... وقتی برمیگرده مسئول حوزه ازش میپرسه انجام دادی؟؟؟ پدر بچه با افتخار میگه به جای 1 بار 3 بار انجام شد... طرف میگه بچه ات رو ببر این دیگه به درد آخوندی نمیخوره باید مداح شه... من فکر کنم پدر منصور ارضی در دوران بچگی خیلی بیشتر از این حرفها محکم کاری کرده باشه و خاطرات بدی رو برای حاج منصور به جا گذاشته باشه...دوستان ناراحت نشن.. من توی قشر مداح یه آدم حسابی ندیدم... همه شون شارلاتان و نون به نرخ روز خورند...
4-از چهارشنبه روزی 1 بار نامه دکتر سروش رو میخونم... واقعا بهترین و ملموس ترین نامه در چند ماه اخیر بود.. بیانیه های کروبی جالب بود و لذت بخش .. اما نگارنده این نامه معلوم بود که شایسته لقب دکتر بوده و هست... راستش دلم میخواد دکتر سروش رو از این به بعد همراه دکتر مصدق و شریعتی یاد کنم... نمیدونم الان ایرانه یا نه.. دوستان اگر خبر دارند بگن... اگر ایران باشه حتما میخوام برم پیشش.. ما که زمان دکتر شریعتی و دکتر مصدق نبودیم ... لااقل از وجود ایشان استفاده کنیم....
به امید دیدار در روز ملی آزادی(قدس سابق)

۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه

خاک آشنا


رفتم فیلم خاک آشنا رو دیدم .. عکس فوق تصویر بیانیه بهمن فرمان آرا در اوج کشتار مردم بود... میتونید save کنید و بزرگ کنید و ببینید... تنها دلیل رفتنم به این فیلم همین نامه بود و بس... ولی فیلم هم ارزش یک بار دیدن رو داشت... بازیگران خیلی کم هستند... ولی کلمه به کلمه دیالوگها با منظور و طعنه گفته میشه.. که البته رضا کیانیان توی اینکار استاده... خدا رو شکر که کیانیان مثل شریفی نیا به مردم پشت نکرد ..چون من خیلی دوستش دارم... واقعا بهترین بازیگر مرد در ایرانه.... اینبار به عمد فیلم فرمان آرا رو توی ماه رمضان اکران کردند... ولی از همه تون میخوام برای یه تودهنی محکم به کودتاچیان دسته جمعی برین این فیلم رو ببینین... منم میخوام یه بار دیگه برم ..حتی برم بلیط بخرم و تو نرم ...
حالا نوبت حمایت ماست...
پ.ن: از اسکناس نویسی خیلی استقبال شد... پیشنهاد من اینه که همگی بالای اسکناس ..قسمت جمهوری اسلامی رو خط بزنیم .. بنویسیم.. حکومت دیکتاتوری.. یا طالبانی... البته هر کی هرچی دوست داره رو اسکناس بنویسه... منم شعارهای دیگه رو بیشتر دوست دارم.. اما فکر کردم این شعار بین عامه مردم تاثیرگذاری بیشتری داره... در ضمن همه اسکناسهای جیبتون رو ننویسید .. خطرناکه... یه اسکناس رو بنویسید که در صورت لزوم بگید از کسی یا از دستگاه عابربانک گرفتم... وقتی خرجش کردید .. یکی دیگه رو بنویسید...

۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه

باید همدیگه رو پیدا کنیم

بهتره یه کم واقع بین باشیم... همه مون سرد شدیم... به نوعی بعد از اون دادگاه کذایی اگر چه قبول نکردیم .. ولی رفتیم تو لاک خودمون....توی ورزشگاه هم ترس تو وجود همه موج میزد.... از اینکه چماقداران با پوشش طرفدار فوتبال بین مردم نشسته باشند... تنها کاری که کردیم یه مقداری از خجالت قطبی دراومدیم و وقتی وارد ورزشگاه شد و تصویرش از اسکوربورد پخش شد حسابی لجن مالش کردیم...

من به همه حق میدم .. وقتی زندانیان رو گرفتند ممنوع الملاقات شدند... که مبادا خبری از بیرون بگیرند... توی 2 ماه شکنجه دادند و تهدید کردند... روزنامه اعتماد جعلی چاپ کردند و وقایع بیرون رو وارونه نوشتند و کاری کردند که ابطحی و عطریانفر بیان از موسوی و کروبی انتقام بگیرند ..چون روزنامه جعلی اعترافات موسوی رو چاپ کرده بود...

من شاید هفته اول بعد از انتخابات از ا.ن شاکی بودم... ولی به نظرم از 30 خرداد کاملا مشخص شد که ا.ن فقط نقش یه عروسک خیمه شب بازی رو داره.... اصلا وقتی رئیس صدا و سیما و قوه قضاییه و همچنین صلاحیت نمایندگان مجلس و خبرگان و ریاست جمهوری رو یه نفر مشخص میکنه ( صد رحمت به شاه که نمایندگان رو مردم انتخاب میکردند) دیگه ا.ن چه کاره است؟؟؟؟

بهتره راههای جدیدی رو امتحان کنیم ... البته از الان داره صحبت از شبهای قدر و روز قدس و نماز عید فطر میشه .. که به نظرم روز قدس اصلا خوب نیست... اولا به تمام چماقدارانی که 3 هفته پیش تهران رو گرفته بودند میگن بیان... بعد هم که نتونیم کاری کنیم دوباره تبلیغات میکنند که این راهپیمایی مشت محکمی بود بر دهان مخالفان و بیعتی مجدد با رهبر ..در ضمن من از فلسطین و لبنان حالم به هم میخوره... اونها هم تماشا کنند کیف کنند؟....ولی شب احیا و عید فطر خوبه ...به خصوص شب احیا که تاریک هم هست و میشه توی ولیعصر و حسینیه ارشاد و جاهای دیگه جمع شد و حرکت کرد...

من به مردم حق میدم بترسند... بهتره یه کم تاریخ آمریکای مرکزی و جنوبی رو بخونید... مکزیک ..شیلی .. آرژانتین...فقط توی آرژانتین 30 هزار نفر رو شبانه دستگیر کردند و سر به نیست کردند که بعد از سالها به مرور داره گورهای دسته جمعیشون پیدا میشه... اگر فکر میکنید اینجا اینطوری نیست باید بگم کور خوندید... اگر اونجا با قدرت و زور اینکار رو میکدند اینجا به اسم جهاد در راه خدا و اسلام بدترش رو سر مردم میارن... هیچ فکر کردید جنازه های کشف شده توی سرد خونه چی شدند؟؟؟ وقتی سهراب اعرابی رو تحویل دادند دیدند اوضاع خیلی خرابه... از 21 تا 24 تیرماه در قطعه 302 بهشت زهرا 28 جواز دفن بی نام صادر شد و خانواده هاشون تا ابد باید منتظر عزیزانشون باشند... اما به نظرم ارزش داره .. من به شخصه حاضرم یکی از اون 30 هزار نفر باشم ولی بقیه به ایران افتخار کنند و آزاد زندگی کنند...

هیچ فکر کردید چرا 7 نفر از وزرای پیشنهادی نظامی هستند؟؟ اونهم با سوابق درخشان که تحت تعقیب پلیس بین الملل هستند یا محرابیان که اختراع یه نفر دیگه رو به اسم خودش ثبت کرده... این جز کودتای نظامی و وسعت وحشیگری چه معنایی داره؟؟؟

هاشمی هم همونطور که حدس زده بودم خیلی سریع تو زد ... و همه رو به اطاعت از رهبر دعوت کرد... گویا راه حل های پیشنهادیش تغییر کرد...

پیشنهاد: 1- بیخیال حامیان بشین... مگر اینکه به جمهوری دموکراتیک عقیده داشته باشند مثل مهاجرانی و محسن کدیور و....
2- راههایی به غیر از راهپیمایی پیدا کنیم... من یه بار اسکناس نویسی رو پیشنهاد کردم... ولی یه نفر اومد گفت اسکناس ملیه... این اشتباهه اسکناس مال حکومته و سرمایه ملی نیست... در ضمن اگر قراره هزینه ای بشه بهترهاز اون 18 میلیارد دلار که از کشور خارج شد کم بشه... این رو مطمئن باشید اگر همه ایران یک سال بنزین مصرف نکنند و به جای برق از چراغ گردسوز استفاده کنند یه سر سوزن در زندگی سال بعدشون تاثیر نداره .. فقط خزانه رو برای استخدام چماقداران بیشتر پرتر کردند....در ضمن نباید وقتی چنین اسکناسی رو از کسی گرفتیم پس بدیم... باید این نوشته ها رو به عنوان جزئی از اسکناس بپذیریم...

منتظر پیشنهاد شما هم هستم..

۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

چوپان دروغگوی ملی

امتحان رو دادم... بد نبود .. تا ببینیم خدا چی میخواد...
تو این چند روزه اخبار رو گهگاه دنبال میکردم... از افشاگریهای بینظیر کروبی تا ادامه بازیهای دعوا زرگری برای فراموشی وقایع... ولی همه خبر ها یه طرف حرفهای کروبی یه طرف... برای اولین بار توی این 2 ماه قند تو دلم آب شد.. وقتی داستان واقعی ترانه موسوی رو گفت... وقتی نشون داد صدا و سیما چه کاره است .. وقتی معلوم شد ترانه موسوی صدا و سیما از اقوام طائب فرمانده بسیجه... حالا کار به جایی رسیده که اگه صدا و سیما خبر درست هم بده هیچ کس باور نمیکنه... 30/20 هم خودش رو داره میکشه تا ماست مالی کنه ..مسعود رجوی رو هم به کروبی میچسبونه و میگه بیانیه داده که از این افشاگریها خوشحال شده... یامیگه بیانیه مجمع ادوار نمایندگان مبنی بر برکناری رهبر مورد تایید همه نمایندگان نیست....ولی نمیدونه دیگه حنای چوپان دروغگو بی رنگ شده...
وقتی قبل از انتخابات میگفتم این حکومت دیکتاتوره کسی حرفم رو قبول نکرد.... اما حالا نامه موسوی به کروبی رو بخونید ..بعد جوابش رو ببینید .. انگار موسوی هم نمیدونه این نظامی که درست کرده دیکتاتوره .. که توی نامه اش میگه اصل نظام مردم هستند و حکومت بخش کوچکی از نظامه... نمیدونه توی این نظام اصل قانون اساسی و رهبره... نه مردم...
قبل از انتخابات هرچی این نظام داشت از مردم بود... حالا !!!!
خدا رو شکر فهمیدیم ...
پ.ن: کامران دانشجو هم جایزه اعلام نتایج رو گرفت... وزارت علوم تحقیقات و فناوری.. کسی که به آنلاین میگه اونلاین...
پ.ن: معاون پارلمانی ا.ن و رحیم مشایی به دلیل تخلفات مالی محکوم شدند... پس چی شد ؟؟؟ فساد مالی نبود که؟؟؟ البته ما با این دعواهای زرگری خر نمیشیم ...
پ.ن: ما رفتیم ورزشگاه ..التماس دعا..

۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

جشن امشب

1-این روزها به خاطر درگیری درسی کمتر آپ میکنم...وگرنه سرحالم و سعی میکنم اطلاع رسانی رو حتما انجام بدم...
همونطور که حدس زدم امشب..شب نبمه شعبان بهترین فرصت حضوره... مثل شبهای قبل از انتخابات مردم بدون محدودیت میتونن با خانواده هاشون بیان بیرون... دوستان این دیگه قابل کنترل نیست.. اعلام رسمی ساعت 6 تا 10 شب ولیعصر تا ونک..ولی به نظر من همه جا امروز تجمعه... خوبی این اعلام اینه که چماقداران اونجا جمع میشن... هفت حوض..تهرانپارس..سعادت آباد...صادقیه.. پیروزی... همه اینها میتونه محل تجمع بشه... یه فرصت فوق العاده است... نمیدونم توی این چند روز اخیر شمال رفتین یا نه؟؟؟ جاده های شمال مثل راهپیمایی مردم شده.. همه به هم علامت میدن .. توی شهرهای شمال هم همینطور...پس همگی اطلاع رسانی کنید و دسته جمعی با دوست و فامیل امشب رو جشن بگیریم...

2-امامی کاشانی عجب سوتی قشنگی داده... توی جمکران از امام زمان خواسته بیاد..چون ولایت فقیه یه نور کم سو از طرف امام زمانه که نمیتونه مشکلات رو حل کنه...

3-یادمون باشه هفته آینده نماز جمعه نوبت هاشمی است... اگر اومدنش قطعی شد حتما حتما باید بریم...
4-یه اسم جدید هم پیدا کردیم ..چند روزه ما رو به نام نفاق جدید میشناسند...

5-امروز دو نفر سرباز وظیفه نیروی انتظامی اومدن محل کارم... سراغ حقوقشون رو گرفتند... بهشون گفتم پاداش کتک زنی مردم هم دادند... با یه لبخند غرور آمیز گفتند ما کتک نزدیم 24 روز اضافه خدمت خوردیم....دلم براشون سوخت ...
همه مون میدونیم که حداقل نیمی از نیروی انتظامی با ماست.. منظورم اون افسران که لباس سبز روشن میپوشند... حتی وقتی در ظاهر مردم رو میگیرن یه گوشه و کناری رها میکنند... اگر اینطور نبود امنیت تهران رو به قرارگاه ثارالله نمیسپردند... اصلا حکومت پهلوی از همینجا ضربه خورد... یعنی ارتش و شهربانی رو از دست داد ..و سپاه نداشت... ولی حالا من یه سوال دارم... به هرحال سربازی شتری است که در خونه هر مذکری میخوابه ( به جز خودم) .. اگر جای این سربازها بودید چه میکردید.. اگر بزنید که خیانت کردید و ملعونید... اگر نزنید باید هر بار بیشتر به این نظام خدمت مفت کنید... واقعا چه میکردید؟؟